![]() |
![]() |
|
| و در گوشهای ما بانگ براهین یکتایی او پیچیده است |
|
آمدنی باید باشد!
بیا تا آبستن هر روزسگ ولگرد تا مجاری زاد و ولد تا ته بن بست آستینم( زیربغلهای ذهن عرق ریز نابلد) بیا وببین من هستم...!آمدنی اگر هست! کشت برادرم را- برادرم را می کشم ،برادری اگر هست! زیر سنگینی پوتینم من هستم!( برادری اگر هست!) بیا با بوی عرق! تاصورت له شده ات زیرتیرچراغ برق تا خونی که زیگزاگ میرود به توالت فرنگی-راحت زندگی بیا و بگیر از دستم این نازک آلت در دست...آمدنی اگرهست!
کشتن راه زندگیست زندگی در طول کشتن عرض نمی خواهد اصلن...سطح ندارد ترور یا هاراکیری فرق ندارد مرگ ،مرگ است!
بیا که مرگ برتو مرگ برمن مرگ بر عزراییل غاصب! بیا که مرگ درغزه مرگ در قدس مرگ در بیضه ی حضرت موسی(سلام ا...!!)
این خون است که معجزه می کند...
" آقایون – خانوما...! معجزه ی مرگ واحیا...!"
معجزی احیانن به همین راحتی! مثل شمع روشن وقت بی برقی مثل آتش لب جوب و هوای سرد مثل ختنه شدن چشمهایت که پلک نزنی روی برق مثل برادرت که برادرت را کشت زیر تیرچراغ برق!
بیا وببین جنگ خروسها،سگها،قوچها جنگ برسرجنگ - خدا جنگ خون وکروموزومهای متمدن حاصل سکس لب جوب وهوای سرد جنگ سر یک وجب خاک ویکم بیشتر جنگ سر اراضی هکتاری بهشت-بالا (من همیشه هستم!) بیا و تو هم بکش من را- تو را بیا و تو هم بکش نقشی- مردی روی تیرچراغ برق بیا وتو هم بکش جسدی روی خط عابر
بیا که دشنه ات جامانده در پهلوی مغز متفکر!
---------------------------------------------------------------------- (tom waits/k. brennan)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:13 قبل از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
سلام شرایط اینجا فرق میکنه خداوکیلی! مشغول خدمتم از نوع سربازی! . . . خودمم تو کتم نمی ره این همه وقت بدون آب پرتقال!!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:38 قبل از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
سر ِ خر کج دستِ من کج زندگی کج همه چی کج کشتی می گیریم...کج میخ می کوبیم ...کج نافِ تو ...کج گاو که زایید...کج ریش تو کج ذهن تو کج پای من کج همه چی کج تیری که در رفت از تفنگ...کج شپش افتاد به جان...کج خشت اول که نهاد معمار...کج! مادر که زایید...کج به راهِ کج تُف بزنید به سر میله های کج گُل بزنید توی دروازه های کج گل که سرشت صورت فرد...کج زن که گرفت دست دیگر مرد ...کج ـ به کج به راه کج "به راستی" چه معنی خواهد کرد؟ در میان در و دیوار ِ همه کج کجی کرد دهان کج دل گرفت بس هوای کج از ستونهای اتاق...کج از مردم کج ـ به کج "به راستی " چه معنی خواهد کرد؟ چه معنی... خواهدکرد؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
به نام قانون!!!
هرقدر زور زدیم هیچ توفیقی در راستای کنار آیش با این قضیه ی اخیر حاصل نیامد!! بدینوسیله هم خود را از دست این الکترونهای انباشته توی سرم خلاص نمودم هم اینکه این ماجرا را در ذهن آب پرتقال جاوید...کمی با تاخیر تقدیم به سردار!
توی فکر برفِ صبحانه توی ذهنت حور و پری که نگاهش به تو مریض می کند و باقی ـ هرچه مانده از گردی به دستت باقی ـ تکانده گَرد... حرف که هست از هر موجود هرزه ای که " بد است" اما به جای تو عشق از نوع مریلن منسون بیداد می کند تو که آخرین درجه شهرتی ـ سردار...! تو که سردار می شوی به رکوع حور و پری همینجا هم بهشت توست و جهنم من که ـ فقط به نعوذ برسانی یک سانت و نیم بیشتر... تو که هرزه "بد است"! تو که به دو پر مو هم رحمی نفرستادی صلوات! نگاهش که مریض می کرد مال من ...؟ اگر بهشت توست اینکه جهنم ما انگشت وسط من رو به بالا: که نخواستیم چند سانت شلنگ اضافی و پشت بندش رسوایی از نوع سرداری...!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
ماریان من جولیان من شریان من تویی مال من تو که !far away from me لوکوموتیو من پلکان من قلیان من تویی مال من تو که تنها می روی به پیش!
از پله ها بیا بالا / بالا بیاوریم تکه تکه های من پشت لرزه های من ـ سفید سفت (فحش لازم است!) فلرتیشیای من پریای من هیولای من تویی کار ...کار...کار ِ من بالا آوردن کارمِن های سفید ـ سفت فروختن دنیای کو بـِـین ـ سفید خریدن پلکان سفت ـ سفید! (فحش لازم است!!) here we are far away from Me نگاتیو: here I am !! far away from WE آلیس من عجیب من یرقان من تویی مال من؟ به مردم کاغذی بگو :" سیل می آید...!" (فحش لازم است؟!!)
tom-waits
It's dreamy weather we're on
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:57 قبل از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
آسمون سه ستاره _ فکرای سه گوش ما _ماه روشن زمین بوته پرور ِ بی بوته پر ِ ردِ چرخهای عمیق که زیگزاگ رفتن دستای خشن و زشت که توتم تو و تابوی منن بوته ها رو می کنن دود می کنن تا ستاره بشن!!! تیرای برق روی زمین و سیمای فشارقوی که تاب خورده ان مغناطیس روزانه که سه رج مترادف _ منو گره می زنن تعجب مردم روستا از اینکه گشنه ها چرا شمشیر نمی زنن دستای مغناطیسی که یه جورایی ما رو خوابونده ان! "ازدحام مردم توی صف که رگ به رگ( زیگزاگ ) رفته ان سعی و خطای سه باره که از تعداد شحنه ها کاهیدن" تمام نوشته های روی کاغذ که به یک آه عمیق نمی ارزن تمام کاههای توی سرم سوختن دود شدن ستاره بشن!!!
این پایین کلیک کنین لطفن ------------------------------- آهنگ تنظیم اجرا :بهمن خقیقت طلب
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 10:24 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
!wake up کلونی ته سیگارهاـیک شب مانده بوی الکل / جای خیس نفس که نیست تراشه هاـ نجیب کلونی اسبهای بگو سوارت کو! بوی اسطبل /جای خیس !get up همه چیز دیر شده توی من صدای زنگ/ حس خواب اینقدر ناقوس نشو مرگ ـ زودرس! جوان ناکام نیست آلبوم عکسها ـ زرد صدای بوق /حس خواب !fucked up از تخت تا میزها وصندلیها سلام که دادیم.../جای سیخ دیالوگ امروز هم :"اهل اینجا نیستم!" مِنوی تو هم اهل اینجا نیست همه چیز که دادیم/جای سیخ... !shut up خواب به خواب شد...اوف... بوی اگزوز /خط تیره زنده ـ زندگی ...فکر ــکردن...بودن فقط بی صدا حس اختتامیه نیستمش بوی سیگار /خط تیره...
برای گوش دادن اینجا کلیک کنید:melpomene.kashmir
Melpomene Kashmir Something tells me that I'm left without a chance
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 5:31 قبل از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
پلاکهای پوسته ـ پوسته چشمهای وَر قلمبیده توهم داغ ِ مرمرین تهوع ِ نهار ِ دیر صرف شده دست که می کشی روی کاغذ ـ کثیف آمار که دادی به من ـ ظریف گوش مخملی می شوم پشت گاری منتظر مثل سگ شکاری ته نفسهای سِقِنقور مثل خفگی عر ق کرده تن لیـــــــــــز می شویم گاز گرفتگی یا غرق شدگی... می سوزیم عاقبت کود می شویم پلاکها همه پوسیده زیر سنگهای بزرگ هضم می شویم - آخ اگه بدونی چه معده ای داره زمین - وای اگه بدونی نیستی اهل بهشت برین... برین...برین...رین...رین... سینا منتو پیچوکوریا کارینا تورین! سِر پیکو سَر ِ پیکو بگیرین فقط نرین!
این تراک بدون شک یک شاهکار موزیکاله و شعر با تم اجتماعی به کار گرفته شده به مصداق جمله ی اول دیوونه می کنه آدمو! هر چند شاید شلوغی و ازدحام سازها و اصوات (خصوصن در بخش پایانی) به مذاق بعضی دوستان خوش نیاد ولی ...نقاط اوج در آهنگ واکنشی به زندگی roxane یا همون رکسانای خودمونه در ضمن سکوت ها در مواقع مناسب اختیار شده و ویژگی برتر این کار سبک خوانندگی تام ویتس با صدایی که در اصطلاح موسیقیایی grave نامگذاری شده در حالت عادی سنخیتی با نحوه ی خوانندگی back vocal و موزیک این تراک نداره اما با مهارت واستادی تمام جمع دو نقیض از نظر من منجر به خلق یک کار منحصر به فرد شده ...بیش از این حرفی نیست فقط با توجه به سرعت نورانی اینترنت در ایران کمی برای بارگیری کامل صبر کنید !!!مجبور شدم کیفیت رو تا حد محسوسی پایین بیارم اگر بعد از لود شدن صفحه صدای موزیک به گوشتون نرسید اینجا کلیک کنید برای گوش دادن به موزیک با کیفیت بالا روی اسم دوستم شریف کلیک کنید
EL TANGO DE ROXANNE TOM WAITS , MOULIN ROUGH Will drive you mad Roxanne Roxanne His eyes upon your face Roxanne Give you your time En el alma se me fue Roxanne His eyes upon her face Roxanne
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:55 قبل از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
سپیدهای آرکاییک همیشه برنده شیشه های قیرگرفته همیشه بازنده چراغ نفتی با شعله ـ زپرتی همیشه روشن کتری های دربه در لِه و لوَرده باطری های فسیل شده چراغ دستی ـ روشن تَه نفسهای سِقِنقور لای چرخدنده بازنده های اصالت پریده شعورای پَرت یقه های باز / ادعای خرسی همیشه برنده کلاغای قیرگرفته /گُشنه زیر مترسک نرده های یه تیکه مزرعه ی بی ذرت دریاهای پهن / گُنده بی فیتوپلانگتون وال های ساتور خورده دست ِ آدمای بی بوته کرمهای توی درخت = زالوی قدرت درختای بی ساقه => برگای کنج عزلت سرعت گیر همیشه هست <= گوربابای راننده چراغ سبز یادت نیست <=> فقط زنگ ساعت... ــ رینگ ...دینگ ...دلـَنگ...دُرینگ... بُلبرینگ نَچرخیده لاستیکامون ترکیده پنچری از ترس پنچرگیر ...هیس!( نفس نکشیده) منجنیقای نارنجی طنابای کشیده باد ۱۹ درجه شرقی از انتظار کشیده! توتالیته از ترس به سقف چسبیده طنابا پاره شده خدا با باد ۱۹ درجه ... انگار اومده!
از این به بعد موسیقی هم قاطی آب پرتقال می شه(چیه خوب یعنی آب پرتقال ما از کافه تریاهای خیابونی هم بدتره؟!) ، سعی بر اینکه از آهنگها و ترانه های دارای مهر استاندارد مستفیذ شویم! dead & lovely by:tom waits She was a middle class girl He had a bullet proof smile But now she's dead I've always been told to He was hard to impress He never gave but he got But now she's dead Come closer, look deeper She made up someone to be Everything that is left And now she's dead Now she's dead I've always been told to Everything has its price [2x] Now they're all watching the sea And now she's dead And now she's dead |
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
۱۹ ساعت خواب توی بیداری / بیماری هیچ و پوچ هم مرز / همسایه "...ممکنه لبخند بزنی...؟" کلیه ی ستاره ها رفت توی چال توی اُپرا بودم سولو می زدم...هی...! یک عمر شد ۱۹ ساعت...[پروسه تمام شد؟] ... pARaBolA کوچ شدی چرا وسط حوض ـ آبی؟ کلی اندیشه غرق شد! "از چاله به کل ستاره ها : ... FaDe Out " تصویر نقش آخری گریه می شد / شوره می زد رقص می شد توی ذهن / تانگو... " پرده رو بردار بیمار.." پری های کوچک دریایی دور سر دکُتریَن تریینات داخلی - پرسه می شود فِردی مِرکوری می خواند !.......................................jUsT shUT Up "به افتخارش کف بروید...شششششیییس......وووووووووو........[هیس!]" مرگ می بندد رو حباب گوشه های خاکستری [خال گوشتی آزار می دهد/بیماری] روان ایستاده ـ شده ....SchITZophErEniC سراغ همه می آید...روان ایستاده سرت را بگیر زیر شیر تا دیده نشوی/ شیشه فریز شویم ۱۹ ساعت دیگر من ۱۹ ساعت وقت می خواهم تا تکرار شود[پروسه] از خواب تا بیداری/بیماری... ReGardlesS oF FadinG The StaRs oUT
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
سلام...! به زبان مادری...!
mama I'm gonna see you mama let me hold you سرم سرد <=> بوی پیاز و جعفری توی بینی که با توتونهای کاغذ/سرخ/جگری که بی تو ریه بی هوازی ?Do you let me die first ? can you hold my cold head on your breast
شیر سپید ...! شیرهای امروز رنگ خاک قهوه ای تر ـ رنگ جنگ [ ناپاک ] we stand on Brittle rock broken life / flutter from last shock سرم را بگیر دو دست تو صدا /شارش رگ ببند که از من سرخ ـ بارش... مرگ گرفتگی اول دل بُردگی ـ بَردگی آورد کلونی زدگی / سگها پی اسکلت ها ـ فرار ـ خستگی آورد we escaped from society trapped in our individuality indepndent but there is no rigidity we lost our dignity ? Is It our last penalty گرم کن مادر ـ گرم ـ کرمها توی خاک سرد ـ بی حس ِ بال بال بده مادر ! خستگی از کرم خوردگی => تنم به زوال دعا کن مادر ـ گرم ـ سپید رنگ زد به جوان نقض شد علت و معلول / فلسفه/ غرق شد ـ علامت سوال
سلام مادر...به زبان مادری!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
رگ ببُر خون شود...[فس...] جوهر قرمز بده به نفس "...من فکر می کنم اونا هر وقت بخوان شلیک می کنن..." روی پوست برونزه پشت شلوار تیره... "تف کن روی پنچری بی عرضه...!" [فس...] مرگ باش/ فکر کن/نیش بزن هرزه! [واید شات:] بچه ها روی تراس ـ به رقص بچه ها از کوه به پرواز / بی ترس ــ"...توی باد می خزه بچّم...[فس...]...! از غذای کرکس می خوره بی رحم...!!" [کلوز آپ:] مرگ تو را به یاد دارد هنوز افعی را فراموش نکنی یک روز![فس...فس...]
when you are seeking for The Books beneath when you are smelling your P..E..N..I..S when you become a mosquito on my skin when you are crawling on your women / virgin I'll creep on you at the time there is no choice [... without any noise]
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:50 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
شبها روی تراس از ترس ترساهای بیدار - بی خوابی بیداری هوش نیست / گوش نیست ---------------------------------------------------------
گریه ی گربه های جیغ کش روی سیخ جلز و ولز جیگر روی تراس همسایه ی مماس کی به جای کی به چی چمباتمه زده؟! --------------------------------------------------------
رختت را باد نَبَرد از دست! دامنت را با دو دست ببَست نارنجی نشوی! --------------------------------------------------------
"خاک به خاک خاکستر به خاکستر..." چه کسی می داند ته سیگارها به کجا می روند؟ -------------------------------------------------------
یادت هست ساعت ۱۹؟ نیم پرتقال توی دست - سپید و انار که به تو دادم - سرخ؟ ------------------------------------------------------
شب بی مر گی ترسای ترسو اوج بدبویی انتهای راسو سرسره هاباز ِ باز بسته تاب های بی تاب بی نا / خسته از کشیده شدن بی تابم از تابیدن عمیق خوابم با شکلات سر گرم نمی شوم با الا کلنگ گیج ـ گولی نمی روم! بهانه نمی آید سراغم برق گرفته بوم و باغم خیسی پیراهنت مال من؟ حس پر پر زدنت مال من؟ می شوی بوم من/ باغ من؟ می کنی یاد من ، یاد من؟ رگ می دهی به این خط - سر ِ پا؟ خون می شوی توی علف/ مشت کاه؟ رگ می دوی توی بنفش؟ سبز می شوی /می زنی نقش؟ خوب شو بامن برقص برهنه باش با من نترس
پیروز باشید! "بهمن" |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:18 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
۱-چینا چین چینا جان! ۲-چی بی چی ترانه بی تو ؟ ۳-چرا چا وا چا بی پا؟ ۴-پتو بی پی تو ترانه ۵-چپا به جهان بی جان ۶-چا به جفا لحاف ب... لا پا ۷-سی تا نا... لا ها شان خمیر ۸-چه راه ؟ چه چاه ؟ که نان و پنیر ۹-که نیست از رنگ ِ درنگ ، مرگ ۱۰-کی گشته چی به چی به پوست ، سیر؟ ۱۱-پی رفته سی کی سو کو زنگ!؟ ۱۲-آس آسا سایش ب...زیر سنگ ۱۳-که سرب ساب سابیده بی جا ۱۴-افتاد از پا لا تاک و تُرنگ ۱۵-رفت به چپا رفت از دست ۱۶-کاف کو کورش تخت لَخت؟ ۱۷-چینا چین چین واچین ۱۸-دامنت چین چین بر چین ۱۹-کو چینا سین چینا جان!؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 5:21 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
همه را نعل بستیم شانس بیاید ــ برویم وقتی دست تو با قدم نیست پایت را نعل می پوشم وسط خیابان ۱۹ رینگ و لاستیکت چه برقی دارد امروز ! صبر زیاد نیست با چراغ جیغ بچه های محل با بوق قاطی یک وجب سقف غنیمت نیست از زیر باران رهایی که همان آبی که همان عشقت می شود گریه ی بی خورشید توی بهتم خدایان به دادم مرگ می فرستد آخرین پنجاه تومنی توی جیبم می شود سیگار کنج نشین لال دودش همه را می گیرد چهره گرچه غرق خاکستر توی سایه انجیر وسط خیابان ۱۹ و شاید مه بگیرد دلهای کهنه شما از رسته ی کلاهداران به پایم نعل بستم تا خیابان ۱۹ را مرگ نگیرد طاعون نخزد صبر بماند برای چراغ ــــ سبز بشود کاش تا شربتت بچکد از رگ من عصا را تا آخر هضم بشود اندیشه ی مرگ بزرگداشت من داشت شیرجه ی توی اقیانوسیه وسط دشت ـ تانزانیا ـ بازی کنم دهانم لهجه ی جهنم گرفته رگم از سرب و الکل می جهد کوچ بشود به باغ پشتی برای یک وجب سقف از فرار باران که برایت عشق ــ بازی می کند خیابان ۱۹ کلید واژه است خود جهنم!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 10:23 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
روی حافظه تیغ کشیدم اعتراف نوشت راوی شد پشت به پشت من ده هزار سال پیش وقتی هنوز بابا نبود زیر کاسپین سبز توی باغ چشم آبی ها کسی ادبیات نداشت زبان " بالبو "* بود صرفی نداشت "مردی با داس آمد" به بالبویی گفت: ...............! این آخری هضم نشد به ادب آمد و گفت به مردی با داس "هستم هستی هست !" گوشواره اش تکانی خورد عاشق شد داس افتاد حافظه شاهد شد چشم بود پنجره شد ادب را کاشت بابا شد سفر کرد از زیر کاسپین سبز به چین زرد روم سرخ ژرمن سیاه ...وهی بابا شد تا چشم خیس شد یا تیغ افتاد با حافظه ام پاک شد!
* اینکه زبان آن موقع زیر کاسپین بوده !
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
برای محمد حسینی...با کمال انفجار!
پشت در اتاق صفر اجرام مردود ــ دو مرد مجرم سایه هایش گره می خورد با هم می شود " کسوف " زندگی می کند زیر لحاف پوست خرسی اش ولی زیرش همیشه سرد تا اجاق دو تا در و یک دالان فاصله است آنوقت یخ می شکند بالای سرش می گوید : " بنویس...! " می نویسیم از پنجره ...از ماه از هر چه می دید دور یخ ولی یخ همیشه مظلوم می شود او را که باد نمی برد او را که ترس نمی ریخت اشکهایش... اشکهایش یخ می زد ساقهایش یخ می شکست یخ بود فقط اما از یخ حرفی نماند می گویم : " یخ خود ماست شاید نمره صفر پای برگ سیاه" نمی گوید اما یخ بسته بود آن شب" کسوف "شد ! همین!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
شاهد ململ آویزان از نگاهت پله های چوبی روبه بالا سقف پوشالی و دیوار کاهگل تلخ وجوان چینی سپید گردنت گردهء پر موی من شفتالو وتمشک درخت آلوچهء پربار سطل پراز آب و یک شیشه نمک چاه عمیق از خواب وعکس من بهانه های روزانه و خروس بی محل حیاط سبز و صدای باد و برگ جای پاهای گلی روی فرش تخم اردکهای توی کفش تجزیهء نورهای دور روی تور کور سوی ستاره های جورواجور تو کنار خواب و رویا سررسیدهای تازه و من بیدار شمعها هنوز خاموشند بیا باز بخوابیم! با شمارش من... سه...دو...یک!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
بیرون است این بیرون از رنگ که هر چه رنگ است تنها توی اتاق من تو هم یک رنگ روی این بوم ـ که بوم را وآن بیرون هنوز بیرون است سیاه و سفید از باد و باران ـ که باران هر قطره اش می خندد به خاک ـ از خاک می رویدم چه رویشی که مرگش نمی آید
وقتی صبح زود رنگین کمان هم پاره است توی شلوغی شنبه ی بی مغز مغز من پر است از "است و شد و بود و گشت" آنچه آن بیرون نیست تنها شاید یک مغز است ـ که مغز
با من بیرون بزن تا ببینی هرچه یک عمر سایه می دیدی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 7:59 بعد از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
وخدا از خاک آفرید وشوید از خاک رویید وآدم شد و اما هر چه شوید بود وحوا می دید کوکو می پخت وبه خورد من می داد آخر آمد وآن زخم معده بود و درد داشت ومن ترکیده بود و آدم ماند و حوا و همه ی شویدها و زخم معده که موروثی شد
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط بهمن حقیقت طلب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
عاقبت رو یاهای خواب روزانه ات آسمان را پر خواهد کرد ...!
|
|
RSS
|